آخرین خبرها
خانه / مهدویت و انتظار / فراماسونری / خودآرایی زنانه، جنگ فراماسونری با فضیلت‌خواهان دنیا

خودآرایی زنانه، جنگ فراماسونری با فضیلت‌خواهان دنیا

تبیین بیانات رهبر انقلاب در گفت‌وگو با رضا رمضان‌نرگسی

رهبر معظم انقلاب در بیانات خود به مناسبت عید مبعث در جمع کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، با اشاره به بازگشت به دوران جاهلیت در دنیای غرب، فرمودند: «بی‌عدالتی، تبعیض، نادیده گرفتن کرامت انسانی، عمده کردن مسائل جنسی و تبلیغ گسترده‌ی تبرج زنانه، همه از مظاهر تمدن فاسد غربی است که در واقع بازگشت به همان جاهلیت است، اما با شیوه‌ها و ابزار مدرن.» برای تبیین بخشی از بیانات ایشان در بحث تبرج زنانه، با دکتر رضا رمضان‌نرگسی، از محققان و پژوهشگران مسائل زنان و نویسنده‌ی کتاب‌های «بررسی پدیده‌ی قاچاق زنان» و «زن در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران معاصر» به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

 

* یکی از نکاتی که مقام معظم رهبری مطرح کردند این بود که تبرج زنانه در دنیای مدرن را از نمادهای جاهلیت اولی عنوان کردند. لطفاً حضرت‌عالی به بخشی از نمادهای تبرج در آن عصر اشاره بفرمایید.
از جمله نمادهای تبرج جاهلی می‌توان به طرد خانواده و مردان اشاره کرد؛ به این صورت که زنانی وجود داشتند که مردی بالای سرشان نبود، خودسر بودند و پرچم‌های آن‌چنانی در خانه‌هایشان نصب می‌کردند. همچنین شاخصه‌های ماقبل تمدن در جزیره‌العرب، مانند اکثر کشورهای بدوی و غیرمتمدن دنیا به چشم می‌خورد.
به‌عنوان مثال، زنان سلجوقی همراه با مردان در تیراندازی و جنگ شرکت می‌کردند، اما وقتی سلجوقیان وارد ایران شدند و زنان ایرانی را دیدند که شهرنشین هستند، حجاب دارند و فعالیت‌هایی متفاوت با مردان برعهده گرفته‌اند، آن‌ها نیز متمدن شدند.
در واقع زنان عرب هم مانند مردان آن جامعه، از هر نوع تمدنی به دور بودند و مانند حیوانات دست به رفتارهای طبیعی می‌زدند. دقیقاً مثل حیوانات نر و ماده که رفتارهای جداگانه و کنترل‌شده ندارند، براساس هوای نفس و اقتضای طبیعت رفتار می‌کردند.
به این ترتیب، زنان در کارهای مخصوص مردان شریک می‌شدند، با مردان اختلاط داشتند و در آرایش و نمایش دادن خود افراط می‌کردند. این رفتارهای ماقبل تمدن نه فقط در بین اعراب، در تمام قبایل و اجتماعات انسانی دیده می‌شد.

 

* وضعیت امروز زنان در غرب که به‌عنوان آزادی زن تعبیر می‌شود، چه شباهتی با عصر جاهلیت دارد و علل و عوامل مؤثر در این عقب‌گرد جاهلانه چیست؟
امروز بسیاری از زنان، حتی زنان ایرانی که در طول تاریخ به عفت مشهور بودند، رنگ عوض کرده و مشغول تبرج و خودنمایی شده‌اند. این امر علل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مختلفی دارد که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنم.
علل دسته‌ی اول ریشه در سیاست دارد و در عین حال فرهنگی است. بعد از اینکه تشکیلات فراماسونری برای تسلط آسان بر دنیا برنامه‌ریزی کرد، به‌منظور تسلط بر دنیا به ابزارهای مختلفی نیاز داشت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، ایجاد فرهنگی مشابه در سراسر دنیا بود.
آن‌ها در یکی از کتاب‌های خود به نام «شهر قشنگ» کارخانه‌ای را ترسیم می‌کنند که در آن انسان‌هایی با صورت و شکل واحد تولید می‌شوند. آرزوی آن‌ها این بود که اگر یک نفر در شرق عالم در حال خوردن ساندویچ و نوشابه است، در غرب عالم هم همین اتفاق بیفتد.
بنابراین هدف آن‌ها این بود که فرهنگ یکسانی را در تمام دنیا پیاده کنند. از آنجا که هواهای نفسانی و لذایذ مادی جذابیت بیشتری دارد و مطابق با برنامه‌های آن‌ها بود، تلاش کردند با استفاده از جذابیت‌های مادی و جنسی، فرهنگ یکسانی را برای تمام مردم دنیا با محوریت فرهنگ مادی-مسیحی اروپای غربی تولید کنند.
علت سیاسی دوم این است که مخالفان غرب‌گرایان و قدرت‌های استعماری عمدتاً فضیلت‌خواهان و اسلام‌گرایان هستند (عبارت فضیلت‌خواهان را به این دلیل به کار می‌برم که همه‌ی آن‌ها مسلمان نیستند). آنچه فضیلت‌خواهان را از پا درمی‌آورد، مرگ و کشته شدن نیست (چون با کشته شدن هریک، افراد دیگری جای آن‌ها را پر می‌کنند)، بلکه منزوی شدن است و آنچه آن‌ها را منزوی می‌کند، رواج فسق و فجور است.
از این رو، دشمن به این نتیجه رسید که از ابزار فسق و فجور برای مبارزه علیه فضیلت‌خواهان، به‌ویژه پیروان امام خمینی (ره) استفاده کند. با این کار، پیروان جهانی امام خمینی (ره) در منزل خودشان هم منزوی می‌شدند.
حال هنگامی که فساد جنسی به‌عنوان اسلحه به کار گرفته شود، هزینه کردن برای آن توجیه پیدا می‌کند. به همین دلیل، می‌بینیم که شبکه‌های متعدد تلویزیونی، مانند فارسی‌وان، با هزینه‌های گزاف جدیدترین فیلم‌ها را دوبله و به‌صورت رایگان پخش می‌کنند.
علت سوم که مربوط به اقتصاد است، این است که اگر پول و ثروت تبدیل به هدف شود، ارزش فوق‌العاده‌ای می‌یابد. یکی از روش‌های کسب ثروت، استفاده از جذابیت‌های جنسی، مد، تبلیغات و رواج مصرف‌گرایی است. در تاریخ، مثال‌های متعددی در این زمینه به چشم می‌خورد. در سال ۱۹۵۰، بعد از جنگ جهانی دوم، انگلیس دچار اوضاع مادی نابسامانی شد. از این رو، بعضی از متخصصان پوشاک به این فکر افتادند که جنس‌های دست دوم را برای مردمی که توانایی خرید جنس نو ندارند، در بازار عرضه کنند. به محض اینکه تبلیغات برای اجناس دست دوم را شروع کردند، جذابیت این اجناس بی‌کیفیت برای مردم بیشتر از جنس‌های نو شد.
بنابراین آن‌ها پی به قدرت تبلیغات بردند. در نتیجه، بر روی اقشاری سرمایه‌گذاری کردند که به‌راحتی تحت تأثیر تبلیغات واقع می‌شدند. یکی از این راه‌ها این بود که بین زن و شوهرها جدایی بیندازند و خانواده‌ها را به فروپاشی بکشانند.
به همین دلیل، معمولاً در کتاب‌های جامعه‌شناسی غربی، خانواده به‌عنوان مسلخ استعداد زنان و جایی که به زنان ظلم می‌شود معرفی می‌شود و زنان را تشویق می‌کنند از تشکیل خانواده فاصله بگیرند. به این وسیله، اولاً زنانی را که جدا از خانواده زندگی می‌کنند، راحت‌تر تحت تأثیر رسانه‌ها قرار می‌دهند. ثانیاً خانواده تاحدی مانع اهداف آن‌ها شمرده می‌شد و با حذف آن، برنامه‌های خود را بهتر پیش می‌برند.
آخرین عامل، رشد فمینیسم (سنتی و جدید) در دنیای غرب است. فمینیسم سنتی کمتر به تبرج می‌پرداخت و بیشتر رفتار مردگونه را توصیه می‌کرد. فمینیسم جدید که امروز در دنیای غرب مشتریان متعدد و پروپاقرصی پیدا کرده، همجنس‌بازی را در بین زنان رواج داده، آن‌ها را به تبرج، برتری نسبت به مردان و دشمنی با آن‌ها سوق می‌دهد.
این مسئله باعث شده که تسلط مردان بر زندگی به‌کلی رخت بربندد، در جامعه فضای دشمنی بین زنان و مردان ایجاد شده و خودسری زنان افرایش یابد. از آنجا که در دنیایی زندگی می‌کنیم که ارتباطات بسیار گسترش یافته و نمی‌توان کشوری را دور از بقیه نگه داشت (حداقل ما و دولتمردان کشور چنین خواسته‌ای نداشتیم)، این معضلات به کشور ما هم سرایت کرده است.
در میان عوامل فوق، فقط عامل دوم مربوط به کشور ماست و بقیه‌ی آن‌ها تحت تأثیر رسانه‌ها از کشورهای غربی به داخل کشور نفوذ کرده‌اند. استفاده از ابزارهای جنسی به‌عنوان اسلحه‌ای علیه فضیلت‌خواهان، اسلام‌گرایان و در یک کلمه، پیروان امام خمینی، یکی از حربه‌های دشمن در مقابله با ماست و به‌صورت اختصاصی برای کشورهای جهان سوم، کشورهای اسلامی، ایران و به‌ویژه جهان تشیع طراحی شده است. در این میان، شبکه‌های مبتذل متعددی با هزینه‌های گزاف برای نابودی فرهنگ فضیلت‌مدار دینی تأسیس شده و از بودجه‌ای تأمین می‌شود که دشمنان برای سقوط جمهوری اسلامی کنار گذاشته‌اند.
متأسفانه امروز دشمن پی برده عرصه‌ای که می‌تواند جمهوری اسلامی را شکست دهد، مسئله‌ی نظامی نیست، بلکه حوزه‌ی فرهنگی است و خانواده‌ها و زنان جامعه را نشانه گرفته است. اگر زنان جامعه‌ای فاسد شوند، نسل فاسد می‌شود؛ چراکه زنان نسل را تربیت می‌کنند و جامعه‌ی آینده را می‌سازند.
اگر در این مورد غفلت کنیم و به دشمن میدان دهیم، در آینده هیچ کاری از دست ما برنمی‌آید. باید دقت کنیم که اینجا شوخی و تعارف نیست، بلکه پای یک جنگ تمام‌عیار فرهنگی در میان است. در روایت آمده در زمان ظهور امام زمان، ظلم فراگیر می‌شود. علتش این است که حدی از رواج فسق در جامعه طبیعی است و به دلیل مشکلات روانی و اخلاقی، عده‌ای از زنان در طول تاریخ این‌طور رفتار می‌کرده‌اند، اما وقتی فسق به عنوان اسلحه مطرح شود و ثروتمندان و قدرتمندان عالم برای رواج آن هزینه کنند، به شکل سرسام‌آور و افسارگسیخته‌ای گسترش می‌یابد.
این مشکل مانند یک بیماری واگیردار تمام دنیا را آلوده می‌کند و بشریت را به ورطه‌ی انحطاط سوق می‌دهد. البته این مسئله گریبانگیر غرب هم خواهد شد و این‌طور نیست که فقط در کشورهای مقصد محصور بماند.

 

* چندی پیش مقام معظم رهبری فرمودند آزادی افسارگسیخته‌ی زن در جوامع غربی منجر به نوعی مردسالاری می‌شود، چون زن را در معرض نگاه حرام مرد قرار می‌دهد و لذت آن نصیب مرد می‌شود. با توجه به این نکته، آسیب‌های این نوع تبرج را برای خود زنان و خانواده‌ها تبیین بفرمایید.
همان‌طور که عرض کردم، وقتی سلجوقیان وارد ایران شدند، زنان سلجوقی از زنان ایرانی شکل جدید زندگی را یاد گرفتند. امروز نیز اگر در دنیای جدید، رسانه‌ها اجازه می‌دادند، زن با توجه به طبیعت خود تصمیم بگیرد، یقیناً شکل اسلامی را برمی‌گزید. آنچه تمدن غرب را سرپا نگه داشته، رسانه‌ها هستند.
اگر رسانه‌ها خاموش شوند، زنان پی می‌برند که در چه منجلابی گرفتار شده‌اند. در واقع رسانه‌ها زنان غربی و غرب‌گرا را در این وضعیت نگه می‌دارند. به عبارت دیگر، طبیعت زن این نیست که امروز وجود دارد. در گذشته، یکی از نمایندگان زن انگلیسی به ایران آمد و گفت «فعالان واقعی سیاسی، زنان ایرانی هستند. در مجلس انگلستان از ما می‌پرسند که آرایش و لباس ما چگونه است و به‌عنوان کالا به ما نگاه می‌کنند، نه یک فعال سیاسی.»
همه می‌دانیم طبیعت زن این نیست که آلت دست مردان واقع شود. به قول نیچه، «وقتی که خداوند در زندگی انسان‌ها مرد، از فردای آن روز انسان مرد.» به همین ترتیب، وقتی که زن خواست هر نوع سلطه یا مدیریت مرد را از خود دور کند، در حقیقت مدیریت هزاران مرد را پذیرفت.
زنی که در خانه‌ی خود زندگی می‌کند، شوهرش مدیر بالای سر اوست، اما زنی که مدیریت شوهرش را قبول نمی‌کند، مدیریت هزاران مرد را قبول کرده است؛ یعنی باید ببینید مردهای خیابان چه نوع لباس و آرایشی را می‌پسندند و در محل کار، باید نگاه‌های غیرمعمول همکاران مرد را تحمل کند.
بنابراین وقتی انسان از خداوند جدا می‌شود، به‌جای رسیدن به خود، به شیطان می‌رسد. یعنی ما بین خداوند و شیطان قرار داریم و باید تسلط شیطان یا خداوند را بپذیریم. در دنیایی که اومانیسم و انسان‌مداری حاکم است، انسان تصور می‌کند خداوند را از زندگی بیرون کرده و حالا نوبت خودش است.
به قول نیچه، «وقتی که خداوند رفت، دیگر انسان و انسانیت معنی ندارد.» یعنی انسانیت مرد و حیوان به جای او نشست، چون انسانیتِ انسان با وجود خداوند معنا پیدا می‌کند. به همین ترتیب، وقتی زن فضیلت‌ها را کنار بگذارد، به لذایذ نمی‌رسد، بلکه تازه ابتدای راه مشکلات است. باید بچه‌ها را به تنهایی بزرگ کند و فشارهای مختلف اجتماعی و نگاه‌های بیگانه را تحمل نماید.
وقتی که برای اولین‌بار کنوانسیون رفع تبعیض زنان در کنفرانس پکن مطرح شد، نماینده‌ی کانادا سالن را به نشانه‌ی اعتراض ترک کرد. خبرنگاران علت را از او جویا شدند. او پاسخ داد: بهتر از آنچه امروز در اینجا مطرح شد، در کانادا اجرا می‌شود، ولی نتیجه‌ی آن بدبخت شدن زنان است. علت آن است که طبیعت تکالیفی را به شکل طبیعی به‌عهده‌ی زنان گذاشته است، مانند به دنیا آوردن بچه و بزرگ کردن آن. متأسفانه جامعه قصد دارد تکالیف دیگری را به اسم تساوی با مردان، اشتغال و غیره بر زنان تحمیل کند. نتیجه‌ی این کار به‌جای تساوی زن و مرد، فشار مضاعف بر زنان است و من با آن مخالفم.

 

* همان‌طور که حضرت‌عالی فرمودید، به نظر می‌رسد حضور زن ایرانی در جامعه به‌مراتب بیشتر شده و در دانشگاه‌ها هفتاد درصد خانم‌ها مشغول فعالیت‌اند. چرا با وجود این، غربی‌ها ما را متهم می‌کنند که در ایران زنان آزادی ندارند، در حالی که در مقایسه با بسیاری از کشورها مثل کشورهای عربی (که غرب با آن‌ها هیچ مشکلی ندارد)، زنان در کشور ما آزادترند؟
البته ما به وضعیت فعلی جامعه‌ی خودمان نقد داریم و معتقدیم با آن شکل اسلامی هنوز فاصله دارد. با این وصف، تبلیغات غربی‌ها دلایل مشخصی دارد.
برای توضیح مطلب مثال می‌زنم. فرض کنید در خانواده‌ای، پدر در شرف مرگ است و داماد خانواده دائماً جوسازی می‌کند که پسر نقشه کشیده اموال پدر را بالا بکشد. پسر هم به‌خاطر اینکه این حرف‌ها پشت سرش نباشد، خانه را ترک می‌کند و بعد از مرگ پدر، داماد همه‌ی اموال را بالا می‌کشد.
تقریباً چنین اتفاقی در ایران افتاد و اسلام‌گرایان میدان را به نفع غرب‌گرایان خالی کردند. آقای علی بنوعزیزی، از نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی، در بحثی در مورد توسعه و نوسازی گفته بود که نباید سنت را در مقابل مدرنیته قرار دهیم و تصور کنیم هر جا سنت هست، عقب‌ماندگی هم هست. ایشان مثال زده بود که در ایران، مدرنیته از دل سنت بیرون آمده است.
بنابراین عاقلان و اهل علم آن‌ها به این نکته معترف‌اند، اما از این جوسازی دو هدف را دنبال می‌کنند. اول آنکه مبادا مردم دنیا تصور کنند که می‌توان از مسیری غیر از مسیر غرب به سعادت رسید. مثلاً در دوران رضاشاه، غرب تبلیغ می‌شد که اگر می‌خواهید عظمت و توسعه پیدا کنید، باید زنان بی‌حجاب بشوند.
زن رضاشاه پوشیه می‌زد، برخلاف دخترانش که در سفر به اروپا بی‌حجاب شده بودند. روزی که می‌خواستند کشف حجاب کنند، رضاشاه گفت که ای‌کاش من می‌مردم و زنم جلوی چشمان نامحرم بی‌حجاب نمی‌شد، ولی چه کنم که عظمت ایران وابسته به بی‌حجابی زنان ماست. یعنی غرب این‌گونه القا کرده بود که برای رسیدن به خوشبختی، باید از فضیلت‌ها دست کشید.
حال ایران با حفظ فضیلت‌ها، به توسعه و رفاه رسیده و در بسیاری از حوزه‌ها، از کشورهای همسایه سبقت گرفته است. این رخداد برای غرب بسیار دردناک است و به همین دلیل سعی می‌کند با جوسازی و های‌و‌هوی به مردم تلقین کند که زنان ایرانی عقب‌مانده‌اند. این بخشی از قضیه است که مصرف خارجی دارد.
دومین دلیل جوسازی غربیان علیه ایران این است که آن‌ها امیدوارند با این تبلیغات، زنان را از دین جدا کنند. همان‌طور که عرض کردم، بخش زیادی از مسائل رنگ‌وبوی سیاسی دارد و آن‌ها احساس می‌کنند که فرهنگ غرب‌گرایی (که برای کل دنیا آن را به شکل یکدست تجویز کرده‌اند) در ایران حاصل نمی‌شود. این بخش مصرف داخلی دارد و سعی دارند با زن ایرانی کاری کنند که کاسه‌ی داغ‌تر از آش شود و معنای تمدن را در نمایش اندام بدن خود و بی‌دینی جست‌وجو نماید.

تهیه گفت‌وگو: فاطمه امیری‌ رز

انتظار۳۱۳

کانال ما در تلگرام _ مهدویت313

درباره‌ ali kavoosi

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*